درد و دل

پنجشنبه 21 مرداد 1395 10:05 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 




یه وقتایی هست که کار خوبی ازمون سر میزنه یا تو فکرشیم که انجامش بدیم (توفیق).
 کاملاً برعکس، اوقاتی هم هست که مشغول شیطنتیم و تو وسوسۀ کار بد(خذلان).
در هر دو مورد توسط نیروهایی اداره میشیم و داره به دستمون کاری انجام میشه که ما حکم زمین بازیشونو داریم.

در مورد کار خوب یا همون حسنات، کارفرمامون خداست. و ملائک موکّل برخیر دستیارامون، یا به تعبیری همون ابر و باد و مه و خورشید و فلک....و اما در خصوص شرارت و شیطنتهامون، کارفرما ابلیس و دستیارامون شیاطین جن و انس اند. اینم به تعبیری، رفقای بدند و خشم و شهوت،حرص و حسد...
 فرجام عمل خیر، نور و مصدر آن.
 و عاقبت کار شرّ هم ظلمت و مصدر اونه. با کارای نیک به نورِ خدا و با کارای بد به ظلمات ابلیس می رسیم
.
خلاصه جهت حرکتمون به وجه خداست. منتهی بعضیامون به جمال ایشون می رسیم و عده ای به جلالشون.کسانی ایشون رو به مهر ملاقات می کنند و کسانی به قهر چرا که هیچ نیرو و قدرتی نیست جز نیرو و قدرت خدا. روزی که پرده ها بر افتند، آنانکه در خیال خام خود به دهن کجی با خدا بر خواسته و بر دامان ابلیس گریخته اند از اتحاد اونا آهی جانسوز خواهند کشید که همان آتش جهنم کذاییه.
تو رو خدا حیف نیست! خوشید فلک الافلاک طلوع کنه و ما در ظلمتِ هیچ و پوچ.
 دنیای به این زشتی! ارزشش رو داره که به خاطر فریبهاش ابدیت جاوید مونو ببازیم؟
 فک کن!
 اصلاً فقر و بد بختی، ظلم و ستم، تجاوز و تعدی نباشه، همین مرگ و میر عزیزامون، بیماریها و هجران در عشق، پیری بعد از جوانی و بیماری بعد از سلامت برا زشتی دنیا کافی نیست؟
 پس دو روزۀ دنیای دون رو به ابدیت ما فوق تصور ترجیح ندیم. درد دلی بود نخواستی جدی نگیر!!



 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.